گرگ آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گرگ آباد. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔبخش اشنویه شهرستان ارومیه، واقع در ٤ هزارگزی خاور اشنویه و پانصدگزی شمال شوسه ٔ اشنویه . هوای این منطقه جلگه سردسیر است و دارای ١٩٢ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه ٔ اشنویه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گرگ آباد. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گورگ بخش سردشت شهرستان مهاباد، واقع در ده هزارگزی شمال سردشت و پانصدگزی باختر شوسه ٔ سردشت به مهاباد. کوهستانی و جنگلی، هوای آن معتدل و سالم، دارای ٧٦ تن سکنه است . آب آنجا از رودخانه ٔ سردشت تأمین میشود. محصول آن غلات و توتون و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه شوسه دارد. در تابستان میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
گرگ آباد. [ گ ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گور بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت، واقع در ٦٢٠٠٠گزی جنوب خاوری ساردوئیه .و ٢٠٠٠گزی شمال راه مالرو دارزین به ساردوئیه دارای ١٢ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).