گروگیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گروگیر. [ گ ِ رَ / رُو ] (نف مرکب ) رهن گیرنده . کسی که از دیگری چیزی رابه رهن ستاند مقابل وام یا تعهدی دیگر : عارف و عامی بودند گروگیر از تو تو از آن هر دو گروگیر به فریاد و نفیر. سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گروگیر. [ گ ِ رَ / رُو ] (نف مرکب ) رهن گیرنده . کسی که از دیگری چیزی رابه رهن ستاند مقابل وام یا تعهدی دیگر : عارف و عامی بودند گروگیر از تو تو از آن هر دو گروگیر به فریاد و نفیر. سوزنی .