واژه جو

گروگاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گروگاه . [ گ َ ] (اِخ ) قریه ای است در نیم فرسنگی میانه ٔ جنوب و مشرق خشت . (فارس نامه ٔ ناصری گفتار دوم ص ١٩٥).

معنی گروگاه | واژه جو