واژه جو

گروگان فرستادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گروگان فرستادن . [ گ ِ رَ / رُو ف ِ رِ دَ ] (مص مرکب ) چیزی را به رهن برای کسی فرستادن : چو هر سه بدین نامدار انجمن فرستی گروگان بنزدیک من . فردوسی . وز آن پس که آن کرده باشیم نیز گروگان فرستیم و هر گونه چیز. فردوسی . رجوع به گرو شود.

معنی گروگان فرستادن | واژه جو