واژه جو

گرام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گرام . [ گ ِ ] (فرانسوی، اِ) رجوع به گرم شود.

واژگان فارسی سره واژه‌دان

گرامی، شایسته، شایان، ارزنده، ارجمند

معنی گرام | واژه جو