واژه جو

گاوزن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گاوزن . [ وْزَ ] (اِ مرکب ) حجرالبقر است که قزاونه گاوزن خوانند و در زهره ٔ گاو میباشد بصمغ درخت مانند است . اگر چه در میان زهره است طعمش تلخ نباشد. آن را با شهدانج و دندان سا به مصروع دهند شفا یابد. (نزهةالقلوب ).

گاوزن . [ وَ ] (اِ) رجوع به گوزن شود.

معنی گاوزن | واژه جو