گاوتازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاوتازی . (حامص مرکب ) کنایه از غالب نمودن است خود را بر خصم و سخنان تهدیدآمیز گفتن و اشتلم نمودن و ترسانیدن باشد او را. (برهان ) : ای بوی نمانده سنبل پرچین را در باغ گلی نیست مرآن گلچین را امسال حساب گاوتازی دگر است گاو آمد و خورد دفتر پارین را. ظهوری (از ذیل انجمن آرا). ور گمان گاوتازی دارد اینک حاضرم گر نمیتازی نمیدانم هم آهنگی مکن . عرفی (از آنندراج ). مخفف آن گوتازی است . رجوع به همین کلمه شود. ◄ لاف و گزاف نامردان در مقابل حریف . (غیاث ).