گاوبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاوبان . (ص مرکب، اِ مرکب ) نگهدارنده ٔ گاو. محافظ گاو. صاحب گاو. یاری کننده ٔ گاو: بقّار، گاوبان . ثوّار. گاوبان . (منتهی الارب ) : چو شیری که آتش بدم درزند دم گاوبان را بهم برزند. نظامی (از آنندراج ). رجوع به گویار و گاویار و گوبان و گاووان شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی