واژه جو

گاوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گاوان . (اِخ ) دهی است جزء دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد، واقع در ٢٤ هزارگزی شمال خاوری آغ کند و ١٧ هزارگزی شوسه ٔ هروآباد به میانه . کوهستانی، گرمسیر مالاریائی، دارای ١٦٧ تن سکنه . آب آن از دو رشته چشمه، محصول آنجا زارعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم و گلیم بافی است . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).

معنی گاوان | واژه جو