گاو کون کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کَ دَ) (مص ل.) قضای حاجت کردن، ریدن.<br>واژه قبلی: گاو موسیواژه بعدی: گاو گردون