گاو ماهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِمر.) نک گاوزمین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِمر.) نک گاوزمین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاوماهی . (اِخ ) (افسانه ) گاوی که پای بر پشت ماهی دارد و زمین بر پشت گرفته . حیوانی است در افسانه هاگویند کره ٔ ارض بر پشت او ایستاده است : ز زخم سمش گاوماهی ستوه بجستن چوبرق و بهیکل چو کوه . فردوسی . و اگر بر زمین نگریستی تا پشت گاوماهی ملاحظه کردی . (مجالس سعدی ). - تا گاوماهی ؛تا آنسوی زمین : شمشیر علی بروز خندق از عمرو گذر کرد و زمین را بشکافت و به گاو ماهی رسید. (داستان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی