واژه جو

گاراژداری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گاراژداری . (حامص مرکب ) عمل گاراژدار. گاراژ داشتن . به کار گاراژ پرداختن . رجوع به گاراژ و گاراژدار شود.

معنی گاراژداری | واژه جو