واژه جو

گاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گاد. (مص مرخم، اِمص ) مخفف گادن : بداد و به گاد است میل تو لیکن بدادن سواری، به گادن پیاده . سوزنی . ◄ (فعل ماضی ) ماضی گادن . (غیاث ). رجوع به گادن و گائیدن شود.

معنی گاد | واژه جو