واژه جو

کیکو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کیکو. (اِ) به معنی تالاب و کولاب در رشیدی آمده . (آنندراج ). تالاب و آبگیر و کیلو. ◄ چکاوک . (ناظم الاطباء).

کیکو. (اِخ ) دهی از دهستان پنجکرستاق است که در بخش مرکزی شهرستان نوشهر واقع است و ٢٠٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی کیکو | واژه جو