واژه جو

کیپانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کیپانیدن . [ ک َ دَ ] (مص ) افروختن شمع و چراغ . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

کیپانیدن . [ دَ] (مص ) مایل شدن و رغبت کردن . ◄ عدالت کردن و داد دادن . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی کیپانیدن | واژه جو