واژه جو

کیومورثی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کیومورثی . [ ک َ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به کیومرث : نگشتی ز راه کیومورثی هم از راه هوشنگ و طهمورثی . فردوسی . رهش دین یزدان کیومورثی نژاد و بزرگیش طهمورثی . اسدی . رجوع به کیومرث شود.

معنی کیومورثی | واژه جو