کیمیا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا[ یو. ]<BR>۱- (اِ.) مادهای که به عقیدة قدما میتوانست مس را تبدیل به طلا کند.<BR>۲- مکر و حیله.<BR>۳- (کن.) عشق، عاشقی.<BR>۴- (ص.) هر چیز نادر و نایاب، دست نیافتنی.<BR>۵- در تصوف نظر پیرو مرشد کامل.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاکسیرشیمیواژه قبلی: کیمونوواژه بعدی: کیمیاگر