واژه جو

کیستان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کیستان . (اِ) شکنجه ٔ روغنگری و معصره ٔ آب انگورگیری . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ). ◄ شیرزنه . (ناظم الاطباء). ظرف کره گیری یا کره سازی . (از اشتینگاس ).

معنی کیستان | واژه جو