واژه جو

کیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(اِ.) اندام تناسلی نر به ویژه انسان که ادرار و منی از طریق سوراخی در سر آن دفع می‌شود، نره، ذکَر، قضیب. ؛به ~ گاو زدن در پخش مالی یا چیزی اسراف کردن.<br>

معنی کیر | واژه جو