واژه جو

کوس کوب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کوس کوب . (نف مرکب ) کوس کوبنده . آنکه طبل زند : گه علمداران پیش تو علم بازکنند کوس کوبان تو از کوس برآرند آواز. فرخی .

معنی کوس کوب | واژه جو