واژه جو

کوس وار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کوس وار. (ص مرکب، ق مرکب ) مانند کوس . چون کوس . همچون طبل پرباد : قوس قزح قوس وار عالم فردوس وار کبک دری کوس وار کرده گلو پر ز باد. منوچهری .

معنی کوس وار | واژه جو