واژه جو

کوس بستن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کوس بستن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) خود را گرد کردن جستن را چنانکه شیر و ببر و پلنگ و گربه و مانند آن . ابتدای حمله ٔ ددگان چون شیر وببر و پلنگ . خود را برای جستن گرد کردن، چنانکه درنده ای به سوی آدمی یا بچه گربه ای چون رسنی بر زمین کشند. جمع کردن شیر و ببر و پلنگ خود را به جانب دامی جستن از دور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ حمله کردن سباع . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی کوس بستن | واژه جو