واژه جو

کوزیمو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کوزیمو. [ ک ُ م ُ ] (اِخ ) پیرو دی . نقاش ایتالیائی و از اهالی فلورانس (١٤٦٢-١٥٢١ م .). آثار او در تمثال و همچنین نشان دادن صحنه های اساطیری درخشان و برگزیده است . (از لاروس ).

معنی کوزیمو | واژه جو