کورس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رْ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- مسابقه.<BR>۲- (عا.) هر بار سوار و پیاده شدن از اتوبوس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ رَ) (اِ.) پیچ و شکن موی.
(رْ) [ فر. ] (اِ.) ۱- مسابقه. ۲- (عا.) هر بار سوار و پیاده شدن از اتوبوس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورس . [ رَ / رْ / ک َ وَ ] (اِ) موی پیچیده و مجعد را گویند. (برهان ). موی پیچیده و گره دار که به عربی مجعد گویند و آن را پارسیان شیراز نیز کرنجی گویند. (آنندراج ) (انجمن آرا). موی پیچیده و مجعد. (فرهنگ فارسی معین ). کرس . کرسه . کورسه . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) (از فرهنگ فارسی معین ). ◄ به معنی چرک و ریم هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا).
کورس . (فرانسوی، اِ) دو. دویدن . ◄ مسابقه (اسبدوانی ). ◄ مسافتی که طی کنند. (فرهنگ فارسی معین ).
کورس . [ رُ ] (اِخ ) تلفظ یونانی کورش است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ؛ ذیل کوروش ). رجوع به کورش و ذوالقرنین شود.
مترادف و متضاد واژهدان
مسابقه دو دوره مسافت مجعد
واژگان فارسی سره واژهدان
رویارویی، آورد