کورز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورز. [ ک ُ رِ ](اِخ ) یکی از ایالات فرانسه است . و مرکز آن «تول » و شهرهای مهم آن : اوسل و بریو است . این ایالت از سه ولایت و سی بلوک و ٢٨٩ بخش تشکیل یافته و مساحت آن در حدود ٥٨٨٨ متر مربع است و ٢٤٢٨٠٠ تن سکنه دارد. از نظر محصول فقیر، اما شراب آنجا معروف است و در آن صنایع ذوب فلزات، کاغذسازی و تولید مواد غذایی رواج دارد و یکی از مراکز هیدروالکتریک است . (از لاروس ).
کورز. [ ک َ وَ ] (اِ مصغر) میوه و بار کَوَر باشد که رستنیی است پر شاخ و برگ و گل و میوه ٔ آن را در سرکه اندازند و آچار سازند و در دواها نیز به کار برند و به عربی شوکةالشهبا خوانند و ینبوت همان است . (برهان ). در جهانگیری گفته به اول و ثانی مفتوح و در رشیدی به اول مضموم میوه و بار کور باشد و صاحب برهان نوشته خرنوب شامی همان است و به مناسبت کور، به فتح اصح است چه از کورزه و کورزاده فهمیده می شود و با ثمر و میوه ٔ کور بس مناسب است، چنانکه خیار و خیارز. (از انجمن آرا) (از آنندراج ). مخفف کورزه . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).کورزه . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کورزه شود.