واژه جو

کنارنگیان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کنارنگیان . [ ک ُ رَ ] (اِخ ) خاندانی در خراسان در دوران سامانیان که بزرگ آنان ابومنصور محمدبن عبدالرزاق طوسی بود. و رجوع به سبک شناسی بهار ج ١، ص ١٦٥ و ٢٣٤ شود.

معنی کنارنگیان | واژه جو