واژه جو

کمیچی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کمیچی . [ ک َ ] (ص نسبی ) کسی که کمانچه و کمیچه می نوازد. (ناظم الاطباء). منسوب به کمیچه . کمانچه زن . کمانچه نواز. (از فرهنگ فارسی معین ) : یکی کرباس چرخی داده کآن را نپوشد هیچ چنگی و کمیچی . سوزنی (از انجمن آرا و آنندراج ). ◄ (اِ) جانوری است در شب تیره روشن نماید و آن را شب تاب گویند. (آنندراج ) (انجمن آرا). و رجوع به کمیچه شود.

معنی کمیچی | واژه جو