واژه جو

کمخته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کمخته . [ ک ُ م ُ ت ِ ] (اِ) سله ٔ روی زخم . رویه ٔ سفت شده ٔ زخم و جراحت . طبقه ای از چرک و کثافت که روی پوست بدن بسته می شود. این کلمه با فعل بستن استعمال می شود: دست و پای فلان کس از بس حمام نرفته کمخته بسته است . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ).

معنی کمخته | واژه جو