کمانی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کَ) (ص نسب.) کاریزکن، مقنی.<br>مترادفها و واژههای مرتبطخمیده، قوسدار، مقوس، منحنی، نونکاریزکن، مقنیواژه قبلی: کمانگیرواژه بعدی: کمبزه