کمالالدین اسماعیل | ملحقات | شماره ۲۱ - و قال ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مفتی ملت انعام و کرم اندرین حال چه میفرماید؟ در حق شخصی درمانده چنان که برو خلق همی بخشاید خفته بیمار بکنجی اندر وندر باد همی پیماید خرج بیماری ناچار بود و آنگهش خانه عمارت باید باز ترتیب زمستان بر پی که ازو بوی بلا میآید وانگه او سیم ندارد چندان که بدان آینه یی بزداید در چنین حالتی از منعم خویش گر تقاضا بکند زر شاید؟