واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۰۳ - وله ایضا

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای کریم جهان، خبر داری؟ که شدم ز انتظار تو بیمار منفعل شد مزاج طبعم از آنک شربت صبر می‌خورد بسیار بس که می‌گردد از قرار هجو رود گانی خاطرم افکار ترسم از من رها شود حاشا در هجای تو بیتکی سه چهار

معنی کمال‌الدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۰۳ - وله ایضا | واژه جو