واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | قطعات | شماره ۱۸۳ - وله ایضا

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

نیم مستست چشم دلبر من خوابش از هیچگونه می‌ناید چشم دارم که تو بحکم کرم زان شرابی که جان بیفزاید چشم او را به خواب بسته کنی تا ازو کار بنده بگشاید

معنی کمال‌الدین اسماعیل | قطعات | شماره ۱۸۳ - وله ایضا | واژه جو