واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | قصاید | شماره ۱۱۹ - و قال ایضا

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چارند گواه خواجه اسحق هر چار بر خرد مصدق کانکس که بود برنگ خواجه مجبول بود ز شر مطلق آواز گران و روی فربه با سرخی موی و چشم ازرق

معنی کمال‌الدین اسماعیل | قصاید | شماره ۱۱۹ - و قال ایضا | واژه جو