واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۹۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اندیشه تو چو در دل ما بنشست دلرا همه آز و آرزوها بنشست هر فتنه که خواست روز بازاری تیز درحلقه زلف تو بسودا بنشست

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۹۸ | واژه جو