واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۹۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در بند جهان کسی که او بیشترست چون زلف تو آشفته و آسیمه سرست چون چشم تو آن خوشست در عالم، کو مستست چنان که از جهان بی‌خبرست

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۹۳ | واژه جو