واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۸۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عشق تو ز لطفها که با ما کردست چشمم صدف لؤلؤ لالا کردست وین مردمک چشم سیه کاسه من در دور غم تو دل بدریا کردست

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۸۷ | واژه جو