واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۵۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

میآید و چهره از عرق‌تر کرده چو کان بکفت و اسب ز جابر کرده واندر رخم زلفهای گرد آلودش شهری دل خسته خاک بر سر کرده

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۵۶ | واژه جو