واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۵۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر گه که ز جور تو من دل خسته در کار تو پاره یی شوم آهسته آید هوس تو گوش جانم گیرد و آرد بسر کوی تو گردن بسته

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۵۳ | واژه جو