واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۲۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن شمع که آفت سرست افسر او فربه شود از اشک تن لاغر او بر گریه من شبی بخندید بطنز سردل من گشت قضای سر او

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۷۲۳ | واژه جو