واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۶۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن زلف نگر بر رخ آن شهره صنم آویخته بی‌جنگ و خصومت در هم وان ابرو بین بشکل کشتی گیران سر سوی سر آورده و قدها زده خم

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۶۷ | واژه جو