واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۴۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خصم تو که دار درخ زرد و دل تنگ پیوسته چو تیغ می‌زند سر بر سنگ آورد برهنه دست در گردن اوی آهخته قدی، رخ لبی، سبز ارنگ

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۴۴ | واژه جو