واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۴۷۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کار همه دنیا بمرادت شده گیر پس عمر برفته و اجل آمده گیر گویی بمراد خویش دستی بزنم خود نتوانی و گر توانی زده گیر

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۴۷۷ | واژه جو