واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۴۵۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای دل ز حدیث چون نمی‌بارد زر کم کن ز سخن که کار زر دارد زر گر خود همه تن زبان شوی چون سوسن چون نرگست از دیده برون آرد زر

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۴۵۸ | واژه جو