واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۸۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

جایی که چنان صید ز دامی برود معذور بود دل ارز جا می‌برود در دامن اشک دست زد خون دل تا بر پی یار چند گامی برود

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۸۷ | واژه جو