واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۷۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مهرت ز ستم همیشه در میغ بود نازت با من خصومت آمیغ بود روزی که چو صبح سینه پر مهر کنی یک دم زدن از ناز ودگر تیغ بود

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۷۸ | واژه جو