واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۶۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گل چو ز صبا حدیث رویت بشنود لبخند یی از سر رعونت بنمود تا لاجرمش صبا چنان زد بر روی کش گشت همه لب و دهن خون آلود

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۶۵ | واژه جو