واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۲۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یارم چو سوار سوی میدان راند از دشمن و دوست جان و دل بستاند و آنجا که چو غمزه تیغ در گرداند نه دوست رها کند نه دشمن ماند

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۲۶ | واژه جو