واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۱۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

رفت آنکه ز چشم اشک چو لولو بچکد یک دانه آبدار نیکو بچکد بی‌خون چگر گهر فشاندی و کنون لعلی بهزار خون دل زو بچکد

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۱۶ | واژه جو