واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۱۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زلف تو دلم برد و بقصد جان شد گفتم که بگیرمش زمن ترسان شد در تاب شد از نخست و بر خود پیچید پس خم زد و در زیر کله پنهان شد

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۳۱۱ | واژه جو