واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ماییم نهاده سر بفرمان شراب جان کرده فدای لب خندان شراب هم دست بجان آمد از ساغر می هم بر لب ساغر آمده جان شاب

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۹ | واژه جو